سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
92
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
لكن آن مرحوم از اين رأى برگشته و آگاهى يافته ، و در مقدّمه ششم از تفسيرش بنام « الصافى » بعد از آنكه چند روايت در مورد تحريف قرآن نقل نموده گفته است : « مىگويم و بر تمامى اينها اشكالى وارد مىآيد و آن اين است كه بنابراين تقدير براى ما اعتماد بر چيزى از قرآن باقى نمىماند . زيرا بنابراين ( تحريف ) ، در هر آيهاى از قرآن احتمال مىرود دستخوش تحريف گرديده يا تغيير داده شده باشد و بر خلاف آنچه خدا نازل كرده است باشد ، پس براى ما در قرآن اصلا حجّتى باقى نمىماند و در نتيجه فائده أمر به پيروى آن و سفارش به چنگ زدن به آن و غير آنها از بين مىرود . با اينكه خداوند فرموده : « و انّه لكتاب عزيز لا يأتيه الباطل بين يديه و لا من خلفه » . « 1 » و فرموده : « انّا نحن نزّلنا الذكر و انّا له لحافظون » . « 2 » چگونه تحريف و تغيير به آن راه مىيابد . . . » . طرح طرحريزى قواعد دستورى علم نحو در قرآن از جمله دلائلى كه شدّت كوشش مسلمين در نگهدارى و دقّت نسبت به قرآن را مىرساند طرح قواعد علم نحو در آن است . ابن النديم در آغاز مقاله دوم از كتاب « الفهرست » گويد : « بيشتر
--> ( 1 ) و هرآينه قرآن كتابى است ارجمند و گرامى و هيچ جهت باطلى از پيش و پس به آن راه نيابد كه از جانب خداوند ستوده شده نازل گرديده . ( فصلت 41 : 42 ) ( 2 ) همانا ما فرستاديم قرآن را و مائيم مر آن را نگهدارندگان . ( الحجر 15 : 9 )